تبليغاتX
دارا

بسم الله الرحمن الرحیم

بیلبوردهای لندن بی‌طمع نیست

مدتی قبل که دیدگاه برخی از اندیشمندان جهان را در مورد امام حسین(ع) مطالعه می‌کردم در دل به داشتن چنین امامی که آوازه آزادگی و شجاعتش دین و مذهب نمی‌شناسد افتخار کردم. اما یک نگرانی در اعماق وجود احساس می‌کردم و آن نگرانی از این جنس بود که؛ آیا ابرقدرت‌های جهان به راحتی از کنار این صحبت‌ها خواهند گذشت؟

امسال در ایام محرم با تصاویری مواجه شدم که برگرفته از همان جملات بود. تصاویر آن اندیشمندان مشهور جهان در کنار جملات ایشان در وصف امام حسینِ ما شیعه‌ها، که بر بیلبوردهایی شکیل و قابل توجه در شهر لندن نقش بسته بود. این تصاویر بعضاً در سایتهایی(از جمله + و +) منتشر شد و ایمیل‌های زیادی هم شامل همین تصاویر بین مردم امام‌حسین‌دوستِ ما رد و بدل شد. هر شیعه‌ای که در یک نگاه کلی به آن بیلبوردها بنگرد به وجد می‌آید که چطور این بیلبوردها در لندن نصب شده‌اند؟ اما ... اما متاسفانه عده ای به نگاه کلی به تصاویر بسنده کردند و از غوغایی که پشت این تصاویر بود بی‌اطلاع ماندند و هر روز بیشتر و بیشتر این تصاویر را منتشر کردند.

بیلبوردهای لندن/امام حسین (ع)

وقتی کمی در این تصاویر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که پایین این تصاویر، ‌آدرس یک سایت نقش بسته؛ www.azadari4imam.org .  آدرس سایت را باز می‌کنیم ؛ زبان مورد نظر را انتخاب کرده ؛ کمی از ورودمان به سایت نگذشته که با مطالب عجیبی نظیر مقدس شمردن قمه‌زنی و آسیب‌رساندن به بدن، روبرو می‌شویم. متوجه می‌شویم که این سایت بیان می‌دارد؛ روی آتش راه رفتن و قمه‌زنی جزء شعائر اسلام است. تصویر زیر حاوی یکی از پرسش و پاسخ های مطرح در این سایت است:

سایت انحرافی عزاداری

اینگونه است که دشمنان ما، در شهری که مردمش از آیین دیگری هستند و  نه می‌دانند اسلام چیست و چه می‌گوید و نه حقیقتاً امام حسین (ع) و هدف و مسیر مقدس ایشان را می‌شناسند، با ظاهری کاملاً پسندیده مردم را به سایتی شیطانی می‌کشانند و به طور ضمنی و زیرپوستی، تیشه به ریشه ی شیعه و فرهنگ امام حسین (روحی له الفداء) می‌زنند.

دشمن کارش را خوب بلد است؛ هم می‌داند چگونه آن جملات ناب را با دستان آلوده‌اش دستمالی کند؛ و هم می‌داند چگونه عشق به امام حسین (علیه السلام) را با انحرافات غیرعقلانی، مشوش جلوه دهد.

در این ایام که همراه با جنبش بیداری اسلامی و جنبش ضدسرمایه‌داری، هر روز به تعداد حق‌طلبانِ جهان افزوده می‌شود‌؛ چه راهی بهتر از این راه که بشود تاثیر گذاری امام حسین (ع) را (به عنوان اسطوره حق‌طلبی) برای ادیان دیگر کم کرد؟! یک روز در لباس دوست، یک روز در لباس دشمن.

در انتها دو تقاضا از دوستانی که بدون داشتن اطلاعات کافی و با نیات پاک اقدام به انتشار ، ایمیل و به اشتراک گذاریِ تصاویر بیلبوردهای مذکور می‌کنند دارم؛ اول اینکه وقتی تصاویر بیلبورد‌های لندن را می‌بینیم به یاد آن ضرب المثل معروف بیفتیم که "سلام گرگ بی‌ طمع نیست" و انگلیس هم ازین قاعده مستثناء نیست. پس قبل از آنکه تصمیم بگیرید این تصاویر را منتشر کنید، بادقت بیشتری به تصاویر نگاه کنید، حتی زمانی را اختصاص دهید به تحقیق در مورد حقیقت این تصاویر ؛ بعد عمل کنید. و دیگر اینکه؛ نگذارید حصار غربت امام حسین بیشتر شود. در صدد اصلاح و توضیح در مورد پشت‌ پرده ی آن تصاویر اقدام کنید. در سایت‌هایتان، از طریق ایمیل، گوگل‌پلاس و ... از هرکدام ازین طرق که تصاویر را منتشر کرده‌بودید، از همان طریق توضیحاتی که ارائه شد را نقل کنید تا ناخواسته با دشمن همراهی نکرده‌باشید.

 

نوشته شده توسط دارا در ساعت 18:32 | لینک  | 

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، یکی از دانشجویان نخبه دانشگاه صنعتی شریف در رشته فیزیک دردنامه‌ای نوشته است که متن کامل آن به شرح ذیل است:

باز هم یک سال تحصیلی خسته‌کننده در دانشکده‌ فیزیک دانشگاه شریف شروع شده است. هر سالی که می‌گذرد احساس می‌کنم یک سال دیگر از عمرم تلف رفته است. من روزگاری عاشق و شیفته‌ فیزیک بودم و در اعماق خیالاتم تصور می‌کردم که از فیزیک هم می‌توان به خدا رسید، ولی با حال و روزی که حالا دارم احساس می‌کنم که مصداق خسرالدنیا و الآخره شده‌ام. به خدا رسیدنم هیچ، آن‌قدر میل و احساسم نسبت به علم کشته شده که فقط می‌خواهم مدرکم را بگیرم و خلاص.

روزی که می‌خواستم انتخاب رشته کنم تصمیم گرفته بودم که بهترین دانشکده‌ فیزیک ایران را انتخاب کنم و بنابراین فیزیک شریف را انتخاب کردم. اسامی اساتیدی را شنیده بودم که در فیزیک ایران حرف اول را می‌زنند و تصور می‌کردم هر کدام از آن‌ها برای من پنجره‌ای به سوی حقیقت جهان هستی شوند. ولی حالا که اینجا آمده‌ام می‌بینم که اینجا حقیقت هستی معنای دیگری دارد! تمام تلاش‌ها در اینجا به این معطوف شده که جهان را در یک چارچوب خشک و مکانیکی تعبیر کنیم که در آن خدا معنایی ندارد.

بارها و بارها تا به حال به فکر خودکشی‌های هم‌کلاسی‌هایم افتاده‌ام و هر روز ترس از خودکشی مجدد یکی از آن‌ها، سراسر وجودم را می‌لرزاند. شوخی که نیست! در دنیایی که خودکشی یک دانشجوی نخبه‌ دانشگاهی، رئیس دانشگاه را مستعفی می‌کند و وزیر را برکنار می‌کند، اینجا در دانشکده‌ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف سه خودکشی در کمتر از 9 ماه صورت می‌گیرد و آب از آب تکان نمی‌خورد!

مسؤولان دانشکده حتی حاضر نمی‌شوند به این خاطر، نگاه منتقدانه‌ای به درون گروه بیندازند، چه برسد به اینکه خدای ناکرده، زبانم لال، از روی خالی نبودن عریضه یک استعفای صوری کنند!
مسئولان دانشگاه هم که مانند یک ناظر کلاسیک که مشاهداتش هیچ تأثیری در سیستم ندارد(بر خلاف ناظر کوانتومی)، کناری نشسته و فقط به این سیستم فشل نگاه می‌کنند!

حالا زیاد تعجب نمی‌کنم اگر ببینم دختران معصوم هم‌کلاسی‌‌ام با هفت قلم آرایش، محیط کلاس را با پارتی‌های لاس‌وگاس اشتباه گرفته‌اند؛ چرا که استاد آنها خانمی است که در جمع مردان اجنبی آخرین پرچم بی‌اعتقادی را با کشف حجاب بالا برده است و راحت‌‌تر از خیلی نخبه‌های دیگر که برای خدمت به مملکت خود، عطای آمریکا و اروپا را به لقایش بخشیده‌اند، عضو هیئت علمی اینجا می‌شود. شاید هم حق دارد؛ چون او حاضر است با رئیس دانشکده در مهمانی‌های ... شرکت کند و با او عکس بی‌حجاب بگیرد! و یا اینکه یکی دیگر از اساتید آنها کسی است که به تازگی در خبری در مورد او - که هرگز تکذیب نشد - فاش شد که در زمانی که وزوایی‌ها در مقابل توپ و تانک‌های اسرائیلی صدام ایستاده بودند و برای مملکت می‌جنگیدند، مسؤولیت دبیر اجرایی یک کنفرانس در اسرائیل را قبول کرده است!

البته باید اعتراف کنم که برای برخی از دوستانم این محیط علاوه بر آنکه کسالت‌آور و ناامیدکننده نیست، بسیار جذاب و لذت‌بخش است. آن‌ها کارهایی را که هرگز در محیط دبیرستان جرأت انجام آن را نداشته‌اند، به راحتی اینجا انجام می‌دهند و نه هول و هراسی دارند و نه شرم و حیایی! آخر از ابتدا هدفشان چیز دیگری بوده است. ایدئولوژی ندارند که حریمی برایشان ایجاد کند که از شکسته شدن آن زجر بکشند. اصلاً با اسرائیل مشکلی ندارند که با برگزاری کنفرانس در آن مشکل داشته باشند. اگر مهلتی بیابند می‌روند کارنامه انگلیسی که به راحتی با مبلغی حدود هزار تومان در اینجا برایشان صادر می‌شود را گرفته و می‌روند به سرزمین آمال و آرزوهایشان، ینگه دنیا!

تجربه سال‌ها تحصیل در شریف، به ما ثابت کرده است که مدیرانی که نگران از دست دادن مناصب فعلی خویش هستند، حتی اگر به ظاهر اشخاص متدینی هم باشند، نمی‌توانند تغییری در این وضعیت ایجاد کنند و امروز هم که ظاهراً دور، دور عدالت و مبارزه با فساد است، این ضایعات دانشگاهی بر طرف نخواهد گردید، تا شاید وقتی دیگر...!

به یاد اخراج 80 نفر از استادان دانشگاه‌های آمریکا می‌افتم که جرمشان فقط قبول نکردن نظریه تکامل داروین است و این در حالیست که ما اینجا اساتیدی داریم که نظریه ‌که هیچ، دین و وجود خدا را زیر سؤال می‌برند و توهین به ارزش‌ها هم می‌کنند و از دانشجویان هم دعوت به اغتشاش می‌کنند و با شاگردان بی‌حجاب دختر در مهمانی هم شرکت می‌کنند و از هفت دولت هم آزاد هستند و در عین حال در سر کلاس، ایران را سرکوبگر و آمریکا را دولت آزادی معرفی می‌کنند! به خدا ما از وزیر علوم انتظار تصفیه اساتید غیر ولایی و اسلامی کردن دانشگاه و تفکیک جنسیتی و متمرکز کردن کنکور دکتری و ... را نداریم، این‌ها همه پیشکش؛ فقط دلمان به حال هم‌کلاسی‌ها و شاید فردا برای خودمان می‌سوزد که بعد از نزدیک به دو دهه تحصیل با پول بیت‌المال، تحت خفقان پوچ‌گرایی در دانشکده‌ فیزیک دانشگاه شریف، خودکشی را تنها راه فرار از این گوانتاناموی خوش رنگ و لعاب ببینیم!

ای کاش می‌شد دوباره با این تجربیات به چند سال پیش برمی‌گشتم. مطمئناً دیگر این راه را نمی‌رفتم. حالا تصمیم گرفته‌ام که دیگر ادامه تحصیل ندهم. اگر پشت پاچال بازار کار می‌کردم، آنقدر افسوس روزهای از دست رفته و شور و شوق فرو خفته‌ام را نمی‌خوردم. شاید این جزای غرور بی‌دلیلم باشد، آن روزهایی که پدر پیرم را اصلاً به حساب نمی‌آوردم و او را فردی بی‌سواد می‌دانستم که تا ششم بیشتر درس نخوانده است. ولی امروز به او غبطه می‌خورم چرا که باید بعد از چند سال دوباره همان کار او را آرزو کنم؛ با این تفاوت که نگاه‌های شماتت بار مردم به یک فارغ‌التحصیل بی‌انگیزه‌ دانشگاه صنعتی شریف را نیز باید تحمل کنم.

اما سوز این زخم جان‌گداز، آن طور نیست که بتوان آرام گرفت. من به ازای تمام سال‌های عمرم و به ازای تمام عمر بشریت، از کسانی که از کلید علم، فقط برای بستن درهای معرفت استفاده می‌کنند و برای پرتاب دانشجویان با اخلاق نخبه به دره الحاد، رخت استادی به تن کرده‌اند، بیزاری می‌جویم. در ستمی که در این دانشکده بر علم و دین رفته است و خود شاهد بخشی از آن بوده‌ام مرثیه‌سرایی کم‌ترین کاری است که می‌توانم بکنم.
انتهای پیام/

نوشته شده توسط دارا در ساعت 21:14 | لینک  | 

با سلام

سایت زیر حاوی کتابهای بسیار خوب در زمینه های بسیار متنوع است و بطور رایگان قابل استفاده

 می باشدابتدا ثبت نام کنید (register) سپس می توانید جستجو کنید و استفاده کنید

سعی کنید هنگام دانلود از مدیا فایر دانلود کنید سرعتش خیلی بهتره 

http://library.nu/

نوشته شده توسط دارا در ساعت 18:56 | لینک  | 

با سلام
Problem Steps Recorderهنگامي كه با ويندوز كار مي كنيد احتمال بروز مشكلاتي وجود دارد براي پيدا كردن مشكل مي توانيد از اين برنامه كمك بگيريد همه مراحل را ذخيره كنيد و از فردي با تجربه تر براي شناسايي عيب استفاده كنيد. اين برنامه در حقيقت يك ثبت كننده يا Recorder است. كه با يك فايل اجرايي به نام psr.exe مي توانيد آنرا راه اندازي كنيد. براي اين منظور در منوي استارت psr.exe را وارد كنيد و كليد اينتر را بزنيد. در صفحه اي كه مقابل شما گشوده مي شود. روي Start Record كليك كنيد. از هر عملي كه كاربر انجام مي دهد يك عكس گرفته مي شود. حتي كاربر هر جا كه صلاح ديد مي تواند يك توضيح ذخيره كند. همه اينها در يك فايل زيپ ذخيره مي شود كه به صورت اسلايد قابل مشاهده است.این نرم افزار بسیار برای ضبط کارهای اینترنتی و آموزشی کاربرد دارد برای مثال من خودم باز کردن این نرم افزار را با آن آموزش میدهم  و در فایل پیوست قرار می دهم البته چون نرم افزار باز بوده ارور داده اما کار را ببینید.خوش باشید
نوشته شده توسط دارا در ساعت 18:53 | لینک  | 

فرض کن حضرت مهدی(عج) به تو ظاهرگردد،


ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟

 
باطنت هست پسندیده ي صاحب نظری؟

 
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

 
لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟

 
پول بی شبهه وسالم زهمه داراییت

 
داری آن قدرکه یک هدیه برایش بخری؟

 
حاضری گوشی همراه توراچک بکند؟


باچنین شرط که درحافظه دستی نبری!

 
واقفی برعمل خویش توبیش از دگران،

 
میتوان گفت تو را شیعه ي اثنا عشری؟

 Desktop Wallpaper-s > Flowers > Spring Blossoms

نوشته شده توسط دارا در ساعت 20:41 | لینک  | 

فقط برای دیدن عکسهای آب بازی دختران و پسران در پارک آب و آتش تهران کافی است گه سرچ کوچکی انجام دهید.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این تصاویر!

یا حق

نوشته شده توسط دارا در ساعت 9:48 | لینک  | 

دیگه عادت کرده چشمامون به اینکه هر روز ببینیم که سن تکلیف بالاتر میره!

۹ سال شد ۱۰ سال و ۱۱ سال و ۱۲ سال و........

دیگه عادت کرده چشمامون به اینکه ببینیم هر روز حجاب کم رنگ و کم رنگتر میشه!

حجاب!!!

حجاب!

دیگه عادت کردیم که ببینیم یه دختری موتور سواری میکنه و پسری پشت سرش نشسته!

دیگه عادت کردیم به آستینای خیلی کوتاه و کوتاه و کوتاه تر.........

دیگه عادت کردیم به غربت دین و حجاب!

دیگه عادت کردیم به درد دین داشتن!

ای درد!آنقدر به قلبم نشستی! و آنقدر مرهمی برایت نیافتم که به تو و فریادت عادت کردم!

ای درد!

 

نوشته شده توسط دارا در ساعت 23:13 | لینک  | 

اسمش امیره

-بهش گفتم چرا ازدواج نمیکنی؟ تو که شرایط خوبی داری!

-آهی کشید و گفت: شرلیطشو ندارم

-گفتم: تو که هم شغل خوبی داری هم از لحاظ قیافه کم نداری!در آمدتم که خوبه!پس مشکل چیه؟

- گفت نه شرایطشو ندارم!!! مگه من از این زندگی چی میخوام آرامش با داشتن یه همسرکه دوسش دارم.. ولی ندارم .....

به علی میگم: چرا ازدواج نمیکنی؟

میگه بابا بی خیال

میگم مگه دوست نداری ازدواج کنی؟ برات یه دختر خوب سراغ دارم

میگه زن گرفتن پول میخواد که من ندارم. با خودم حساب کردم اگه درسم تموم شه من 29 سال دارم یعنی زمانی که دکترامو بگیرم و بتونم یه کاری داشته باشم که باهاش زندگی کنم.اگه حقوقم در حد متوسط جامعه باشه تا 40 سالگی میتونم یه خونه کوچیک و یه ماشین حد متوسط و یه شرایط زندگی که فقط زندگی کنم را دست و پا کنم پس در واقع باید 40 سالگی ازدواج کنم اول پیری یعنی زمانی که از جوانی و نشاط و شور چیزی نمونده!!!!!!!!!!!!!!!!!

اسمش رضاست

دانشجوی فوق لیسانس تو یه دانشگاه خوب

لیسانس بود که به فکر ازدواج افتاد

پدر نداشت

گفت: میگن ازدواج کنی خدا برنامتو ردیف میکنه!

ازدواج کرد

حالا اون یه بچه داره، کرایه خونه هم باید بده، بعد کلاسهاش میشینه تایپ میکنه تا هزینه زندگیش تامین بشه تا هر زمان که بتونه...12 شب.....1 شب.....2 شب.......

شما قضاوت کنید......

نمیدونم تو این دنیا حق این طور آدما تو بساط کیه؟!

اما اینو میدونم که اگه همه به حق زندگی میکردن، اگه مال همدیگه رو به ناحق نمیخوردن، اگه با فسادهای مالی بی حد ومرز شکمهای خودشونو امباشته نمیکردن...برا یه جوون ساده بود زندگی کردن

به امید ظهور منجی عالم بشریت

به امید اینکه آدمای مدعی بدونن که این دنیا بدون حضور آقا هرگز کنترل شدنی نیست!

به امید اینکه بفهمیم امام معصوم یعنی چه!!!!!!!!!!!!!!؟

 

 

 

نوشته شده توسط دارا در ساعت 12:35 | لینک  | 

مواظب باشیم رویاها را محقق نکنیم

چندی قبل در اوج درگیری اصولگرایان در موضوع وزیر اطلاعات ، آقای حسن مصطفوی در جمع اعضای مجمع روحانیون مبارز طی سخنانی، قصد خود برای کاندیداتوری ریاست جمهوری را مطرح کرده و با این استدلال که به خاطر نام پدر بزرگم حدود 30 میلیون رای خواهم داشت بر پیروزی خود در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تاکید نموده است.

در ادامه این جلسه محمد خاتمی از سران فتنه که عضو ثابت جلسات همراه آقای مصطفوی است با استدلالهایی خواستار شرکت وی در انتخابات آتی مجلس شده و اعلام کرده که در لیست حسن مصطفوی ،دیگر اصلاح طلبان نیز رای خواهند آورد و با رای بالا به ریاست مجلس انتخاب خواهد شد!

این سخنان گر چه به یک رویا شبیه بوده و گویای آرزوهای دست نیافتنی این افراد است ، اما برای همگان زنگ خطری است که اختلاف و دوگانگی در امور موجب سوء استفاده اصلاح طلبان  و کسانی خواهد بود که طی 16 سال قبل از حاکمیت این دولت ، به نام مردم سالاری و سازندگی و... اهداف خود را پیاده کرده اند. پس به هوش باشیم و اختلاف را زمینه ای برای حضور مجدد چنین عناصری در سطوح مدیریتی کشور نکنیم...

   

وضعیت قرمز

۱- به تازگی در سایت گمرک جمهوری اسلامی ، تعرفه ورود مشروبات الکلی به کشور رسما 4درصد اعلام شده!این در حالی است که تعرفه آب معدنی 60 در صد تعریف شده است و اساسا ورود مشروبات الکلی به کشور ممنوع و از نظر شرعی حرام میباشد.

۲- شنا و تفریحات مختلط گروهی از دختران و پسرا ن دانشگاه آزاد در بندر عباس و دیگر مسافران ، موجب اعتراض اهالی جزایر هرمز و لارک شده است. و متاسفانه مسوولان امر در این زمینه توجه لازم را انجام نداده اند.

 

نوشته شده توسط دارا در ساعت 17:37 | لینک  | 

   

وای مادرم...

 

تقدیم به شیعیان مظلوم بحرین و یمن و مسلمانان عزیز لیبی عربستان، الجزایر، امارات،کویت، مصر، تونس و...

باز از بام جهان بانک اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگرباره خروشان شده است

ساحل خفته پراز لو لو و مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن ونماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی

دین اسلام نه اسلام ابو سفیانی

با شماییم که خود را خبری میدانید

و زمین را همه ارث پدری می دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید

فخر کردید که هم کاسه نمرود شدید

گردباد آتش صحراست بترسید از آن

آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان بترسید که دریا به خروش آمده است

خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می آید

دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید

سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید

آسمان غرق ابابیل شود می فهمید

پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک

ذوالفقاری زنیام آمده بیرون اینک

یا محمد ص تو بگو با غم و ماتم چه کنیم

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمد ص دل این قوم برایت تنگ است

بانک هیهات حسینی است رسیدست از راه

هر که دارد هوس کرببلا بسم الله

نوشته شده توسط دارا در ساعت 9:55 | لینک  |